لنگرود (اَمان خوام بوشوم رشت)

اَمان خوام بوشوم رشت

لنگرود مو اِیسام لِه لِه کو دیاره
خانه یِ همسایه نقش و نگاره
سوته لاکوی ایسا یدونه می یاره
اولی ماه مونا دومی ستاره
سومی بوده بو می دیله کاره
امان خوام بوشوم رشت خوام بوشوم رشت
بمام تا لنگرود می طالع برگشت
بکار ورزای بکار ورزای تی شوشان گول اناره
دوعا بوکون تی صاحیب یار بگیره یار بگیره
تی شاخا دوره طلا بگیره
اَمان خوام بوشوم رشت خوام بوشوم رشت
بمام تا لنگرود می طالع برگشت

ای وای میخواهم به رشت بروم

در لنگرود هستم در روستایی به نام لیلا کوه
منزل همسایه من قشنگ و دیدنی است
سه دختر در آنجا زندگی می کنند که دلم در گرو یکی از آن هاست
بزرگترین آن ها به زیبایی مهتاب است و دومی همچون ستاره است
سومی دلربایی هایی کرده که دلم او را می طلبد
امان…می خواهم به رشت بروم…می خواهم به رشت بروم
رسیدم به لنگرود طالع من برگشته
زمین را شیار کن ای گاو نر. چوبی که تو را با آن می نوازم از چوب انار است
دعا کن صاحب تو یارش را به دست آورد
دور شاخ های تورا طلا بگیرد
امان…می خواهم به رشت بروم…می خواهم به رشت بروم
رسیدم به لنگرود طالع من برگشت

ابر میبارد و …

ابر میبارد و من میشوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و منو یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا
ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا همه یکبار جدا …

دیده از بهر تو خون بار شده ای مردم چشم دیده از بهر تو خون بار شده ای مردم چشم
مردمی کن مشو از مردمی کن مشو از دیده خون بار جدا
ابر میبارد و من میشوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و منو یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا

خالیه جای تو

خالیه جای تو
بستم پر و بال تو
که نری من دورت
باشم بگردم

تو دلت میخواست بری
گم شدی تو این شبا
از کجا پیدات کنم
کجا دنبالت بگردم

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

خالیه جای تو پیشم من میترسم تا ابد طاقت نیارم
عالیه اگه تو باشی من به این دوری دیگه اصلا عادت ندارم

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

شما یادتون نمیاد،

شما یادتون نمیاد،
کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد
بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد،
تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد،
آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.
شما یادتون نمی یاد،
بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.
شما یادتون نمیاد،
کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!
شما یادتون نمیاد،
آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم،
آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛
جوون ننه جون، پا نمیشم؛…
جوونه قفل چمدون،پامیشم..
آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!
شما یادتون نمیاد،
موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
آهاااى جَووون ها؛

شما خیلى چیزا رو یادتون نمیاد…

ﻣﺴﯿﺢ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﺣﺮﻣﺘﻬﺎ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪ
ﻣﺴﯿﺢ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺣﯿﺎ ﮐﻨﯽ

آﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﻮﺩ
ﺍﻣﺎﻧﺘﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺣﺮﺍﺝ ﺷﺪ
ﺍﻧﭽﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ
ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ!
ﺣﺮﻑ، ﺣﺮﻑ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺑﺴﺎﺯﯼ!
” ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﯼ ﻗﺼﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﮐﻦ آن ﺑﻮﺩﯼ ”
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩﯼ
ﺑﺎ ﺁﻭﺍﺭ ﮔﯿﺖ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﯼ