خالیه جای تو

خالیه جای تو
بستم پر و بال تو
که نری من دورت
باشم بگردم

تو دلت میخواست بری
گم شدی تو این شبا
از کجا پیدات کنم
کجا دنبالت بگردم

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

خالیه جای تو پیشم من میترسم تا ابد طاقت نیارم
عالیه اگه تو باشی من به این دوری دیگه اصلا عادت ندارم

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

شما یادتون نمیاد،

شما یادتون نمیاد،
کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد
بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد،
تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.
شما یادتون نمیاد،
آخر همه فیلم ویدئو‌ها شو ضبط میکردن.
شما یادتون نمی یاد،
بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.
شما یادتون نمیاد،
کیک می خریدیم پونزه زار. کاغذ زیرش رو هم می جویدم!
شما یادتون نمیاد،
آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم،
آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛
جوون ننه جون، پا نمیشم؛…
جوونه قفل چمدون،پامیشم..
آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!
شما یادتون نمیاد،
موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میزاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.
آهاااى جَووون ها؛

شما خیلى چیزا رو یادتون نمیاد…

ﻣﺴﯿﺢ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ

ﺣﺮﻣﺘﻬﺎ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪ
ﻣﺴﯿﺢ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺭﺍ ﺍﺣﯿﺎ ﮐﻨﯽ

آﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﻮﺩ
ﺍﻣﺎﻧﺘﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺣﺮﺍﺝ ﺷﺪ
ﺍﻧﭽﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ
ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ!
ﺣﺮﻑ، ﺣﺮﻑ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻝ ﺍﺳﺖ
ﻧﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﻨﯽ ﺍﺯ ﻧﻮ ﺑﺴﺎﺯﯼ!
” ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩﯼ ﻗﺼﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺎﮐﻦ آن ﺑﻮﺩﯼ ”
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩﯼ
ﺑﺎ ﺁﻭﺍﺭ ﮔﯿﺖ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﻫﺎﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﯼ

بدونِ تو یه لحظه . . .

از وقتی که دیدمت دلم آرومه
عاشق شدم و عشق تو چشام معلومه

خوب شد که تو، توی فال من افتادی
عاشق شدن و فقط تو یادم دادی

دستامو که می گیری دلم می لرزه
دستای تو یه دنیا برام می اَرزه

این حالِ قشنگ و به چشات مدیونم
ممنونم ازت که پیشمی، ممنونم

بدونِ تو یه لحظه،
نه بهار و نه تابستون و نه این دنیای داغون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
نه پائیز و نه زمستون و نه یه قطره بارون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
کوه قاف و همه برفاش و کویر و شبِ زیباش و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
من شمال و لبِ دریاش و جنوب و تبِ گرماش و نمی خوام

من حالت چشمای تو رو دوست دارم
از زندگی بدونِ تو بیزارم

قلبم واسه تو می تپه توی سینه م
حتی توی خوابمم تو رو می بینم

من با تو شدم این که همه می شناسن
این عاشقی که همه بهش حساسن

هر جایی میرم با حرف، با چشم، با اَبرو
اوّل همه می پرسن اَزم، عشقت کو

بدونِ تو یه لحظه،
نه بهار و نه تابستون و نه این دنیای داغون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
نه پائیز و نه زمستون و نه یه قطره بارون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
کوه قاف و همه برفاش و کویر و شبِ زیباش و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
من شمال و لبِ دریاش و جنوب و تبِ گرماش و نمی خوام

کاش ندیده بودمت

چه شبا پنجره رو بستم، تا عطرِ یادت نره از خونه ی من
چه شبا که یاد تو بارون شد، تا سرازیر شه از گونه ی من

چه شبا که با خودم جنگیدم، بلکه سرنوشتمو عوض کنم
عشق با من متولد شده بود، نمیشد سرشتمو عوض کنم

کاش مهرت به دلم نمی نشست، تا که مبتلای پاییز نشم
عشقه من کاش ندیده بودمت، تا با تنهایی گلاویز نشم

کاش ای کاش کنارم بودی، تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت، با گذشته ی خودم میجنگم

حتی تو تلخ ترینه لحظه ها، هیشکی اندازه ی تو شیرین نیست
حتی تو شاد ترینه لحظه ها، هیچکی اندازه ی من غمگین نیست

بغضه مثله رود راهی میشه و، تویه دریای گلو میریزه
بینه ما سنگ ترین دیوارِه، اما عاقبت فرو میریزه

کاش مهرت به دلم نمی نشست، تا که مبتلایه پاییز نشم
عشقه من کاش ندیده بودمت، تا با تنهایی گلاویز نشم

کاش ای کاش کنارم بودی، تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت، با گذشته ی خودم میجنگم