دو سه شبه که چشمام به دره

دو سه شب چشمام به دره
خداکنه که خوابم نبره
تواین قفس که زندون منه
دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره

دو سه شبه که چشمام به دره
خداکنه که خوابم نبره
تواین قفس که زندون منه
دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره

میخوام که دل به دریا بزنم
یه سینه حرفو یکجا بزنم
چرا کسی نمیگه به من,عشق و امیدم
به کجا رفته

شبها اگه که تنها بمونم
با غصه ها تو دنیا بمونم
به کی اخه میتونه بگه او که پشیمونه
چرا رفته

دو سه شب چشمام به دره
خداکنه که خوابم نبره
تواین قفس که زندون منه
دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره

فردا دوباره پاییز میشه باز
دلش ز غصه لبریز میشه باز
ای آسمون بهش بگو
پشیمون میشی
به سوز عاشقی قسم
که دل خون میشی

فردا دوباره پاییز میشه باز
دلش ز غصه لبریز میشه باز
ای آسمون بهش بگو
پشیمون میشی
به سوز عاشقی قسم
که دل خون میشی

دو سه شبه که چشمام به دره
خداکنه که خوابم نبره
تواین قفس که زندون منه
دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره



۴ نظر برای “دو سه شبه که چشمام به دره”

  1. papary گفته:

    و حتی بیشتر از دو سه شب که …

    مسیحا:
    و شاید هم بیشتر ……..

  2. امید گفته:

    خدا این چه عشقیست که آفریدی ؟

  3. مونا نیکنام گفته:

    عالی

    مسیحا
    ممنون

  4. محمد گفته:

    خوبه.

نظر خود را وارد نمائید