ابر میبارد و …

ابر میبارد و من میشوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و منو یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا
ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی ای مرا در سر هر موی به زلفت بندی
چه کنی بند ز بندم همه یکبار جدا همه یکبار جدا …

دیده از بهر تو خون بار شده ای مردم چشم دیده از بهر تو خون بار شده ای مردم چشم
مردمی کن مشو از مردمی کن مشو از دیده خون بار جدا
ابر میبارد و من میشوم از یار جدا چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و منو یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان ابر جدا یار جدا

خالیه جای تو

خالیه جای تو
بستم پر و بال تو
که نری من دورت
باشم بگردم

تو دلت میخواست بری
گم شدی تو این شبا
از کجا پیدات کنم
کجا دنبالت بگردم

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

خالیه جای تو پیشم من میترسم تا ابد طاقت نیارم
عالیه اگه تو باشی من به این دوری دیگه اصلا عادت ندارم

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

دیوونه م کردی تو آخه چیو آتیش میزنی
هر چقد دور میشی بازم تو بهم نزدیک تری

با تو آخه دیگه عقلم از توی این سر پرید
مثل باد و مثل بارون رفتی سریع

بدونِ تو یه لحظه . . .

از وقتی که دیدمت دلم آرومه
عاشق شدم و عشق تو چشام معلومه

خوب شد که تو، توی فال من افتادی
عاشق شدن و فقط تو یادم دادی

دستامو که می گیری دلم می لرزه
دستای تو یه دنیا برام می اَرزه

این حالِ قشنگ و به چشات مدیونم
ممنونم ازت که پیشمی، ممنونم

بدونِ تو یه لحظه،
نه بهار و نه تابستون و نه این دنیای داغون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
نه پائیز و نه زمستون و نه یه قطره بارون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
کوه قاف و همه برفاش و کویر و شبِ زیباش و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
من شمال و لبِ دریاش و جنوب و تبِ گرماش و نمی خوام

من حالت چشمای تو رو دوست دارم
از زندگی بدونِ تو بیزارم

قلبم واسه تو می تپه توی سینه م
حتی توی خوابمم تو رو می بینم

من با تو شدم این که همه می شناسن
این عاشقی که همه بهش حساسن

هر جایی میرم با حرف، با چشم، با اَبرو
اوّل همه می پرسن اَزم، عشقت کو

بدونِ تو یه لحظه،
نه بهار و نه تابستون و نه این دنیای داغون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
نه پائیز و نه زمستون و نه یه قطره بارون و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
کوه قاف و همه برفاش و کویر و شبِ زیباش و نمی خوام
بدونِ تو یه لحظه،
من شمال و لبِ دریاش و جنوب و تبِ گرماش و نمی خوام

کاش ندیده بودمت

چه شبا پنجره رو بستم، تا عطرِ یادت نره از خونه ی من
چه شبا که یاد تو بارون شد، تا سرازیر شه از گونه ی من

چه شبا که با خودم جنگیدم، بلکه سرنوشتمو عوض کنم
عشق با من متولد شده بود، نمیشد سرشتمو عوض کنم

کاش مهرت به دلم نمی نشست، تا که مبتلای پاییز نشم
عشقه من کاش ندیده بودمت، تا با تنهایی گلاویز نشم

کاش ای کاش کنارم بودی، تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت، با گذشته ی خودم میجنگم

حتی تو تلخ ترینه لحظه ها، هیشکی اندازه ی تو شیرین نیست
حتی تو شاد ترینه لحظه ها، هیچکی اندازه ی من غمگین نیست

بغضه مثله رود راهی میشه و، تویه دریای گلو میریزه
بینه ما سنگ ترین دیوارِه، اما عاقبت فرو میریزه

کاش مهرت به دلم نمی نشست، تا که مبتلایه پاییز نشم
عشقه من کاش ندیده بودمت، تا با تنهایی گلاویز نشم

کاش ای کاش کنارم بودی، تا ببینی که چقدر دلتنگم
تا ببینی که دارم به خاطرت، با گذشته ی خودم میجنگم

 

به کی پز میدی

نگو نه به دلم

نگو نه نمیخوام به این زودی برم

من اونم همونم

همونی که تا آخرش گفت می مونم

دلمو دزدیدی

به کی پز میدی

به من که واسه تو بد زمین خورم که تو وایسی
اسمتو آوردم

رو تو قسم خوردم

منی که از روز اولم اینجوری میخواستی

دلم میخواد داد بزنم اسمتو فریاد بزنم

تو کوچه پس کوچه ی شهر عشقِ تو رو جار بزنم

وقتی تو میخندی میخوام دلمو از جاش بکنم

اونی که جون میده برات آره منم آره منم

دلم میخواد پیشه من باشی تا ابد تا جونم بگه برات
نمیتونم بمونم بی تو نگو نه نذار اشکه من درآد

دلم میخواد پیشه من باشی تا ابد تا جونم بگه برات
نمیتونم بمونم بی تو نگو نه نذار اشکه من درآد

دلم میخواد داد بزنم اسمتو فریاد بزنم

تو کوچه پس کوچه ی شهر عشقِ تو رو جار بزنم

وقتی تو میخندی میخوام دلمو از جاش بکنم

اونی که جون میده برات آره منم آره منم